پورتال جامع مهر | بازیگران مشهور | اس ام اس معلم | مهر چت ایران | مهر جونی ها | پاتوق مهر چت
 
پپورتال جامع مهر | بازیگران مشهور | اس ام اس معلم | مهر چت ایران | مهر جونی ها | پاتوق مهر چتورتال جامع پاتوق | اس ام اس معلم | مهر ایران | مهر جونی ها | پاتوق مهرپاتوق اس ام اس ی| کس و|مهر چت|مهناز جون | الناز شاکر دوست | مهناز افشار | بازیگر | بازیگرایی ایرانی | گوشی موبایل سونی وسامسونگ

تجاوز به یک زن مقابل شوهرش + عکس

تجاوز به یک زن مقابل شوهرش + عکس  ارم نیوز: سکوت سنگین افسران پلیس آگاهی نشان می داد سنگینی غمی بسان کوه ها را بر شانه های مرد جوان که جرات بازگویی ابعاد حادثه شوم را نداشت، احساس می کنند…. به فاصله کمی از او، زن جوان همانند انسان مسخ شده ای تنها به کف […]

مجله اینترنتی زیرمیزی
 

تجاوز به یک زن مقابل شوهرش + عکس 

ارم نیوز: سکوت سنگین افسران پلیس آگاهی نشان می داد سنگینی غمی بسان کوه ها را بر شانه های مرد جوان که جرات بازگویی ابعاد حادثه شوم را نداشت، احساس می کنند….

به فاصله کمی از او، زن جوان همانند انسان مسخ شده ای تنها به کف اتاق خیره شده بود و جملات نامفهومی را یکی پس از دیگری زیر لب بازگو می کرد. زن جوان جرات نگاه کردن به چهره شکسته شوهرش را نداشت و مدام آرزوی مرگ می کرد.

به فاصله کمی از آنها ۳ متهم که در نگاهشان شرارت موج می زد، با دستبندی که به دستشان قفل شده بود بخوبی می دانستند که از انسان بودن تنها نام آن را به همراه دارند….

● شروع یک ماجرای تلخ

در یکی از روزهای بهمن سال گذشته مردی همراه همسر خود پس از حضور در کلانتری ۱۷۱ در حالی که هر دو بشدت مجروح بودند، با ارائه شکایتی بیان کردند که از سوی ۴ نفر که ۲ نفر از آنها نقاب به صورت داشتند مورد حمله قرار گرفته و اموالشان به سرقت رفته است.

مرد شاکی در اظهارات خود گفت: وقتی به اتفاق همسرم به شهرری می رفتیم در حوالی بهشت زهرا (س) ۲ جوان را که یک گالن خالی در دست داشتند و از خودروهای عبوری درخواست بنزین می کردند، دیدیم.

با دیدن آنها توقف کردیم، اما به یکباره از سوی این دو جوان و ۲ نفر دیگر که نقاب به صورت داشتند مورد حمله قرار گرفتیم و آنها پس از ضرب و جرح من و همسرم، با سرقت مقادیری پول، اسناد و مدارک متواری شدند.

به دنبال این شکایت، پرونده ای از سوی ماموران کلانتری ۱۷۱ تشکیل و برای پیگیری و تحقیقات تخصصی به پایگاه نهم پلیس آگاهی ارسال شد.

پس از چند روز و بهبود نسبی وضعیت زن و مرد شاکی و دعوت از آنها، افسر آگاهی در تحقیقات متوجه اظهارات ضد و نقیض زن و مرد شاکی شد تا این که آنها راز جنایت شوم ۴ متهم را فاش کردند.

مرد شاکی در اظهارات خود گفت: وقتی به قصد در اختیار قرار دادن بنزین به ۲ نفر که در حاشیه جاده ایستاده بودند خودرو را متوقف کردم، به یکباره از سوی ۲ مرد جوان و ۲ نفر دیگری که در محدوده جنگلی اطراف بهشت زهرا مخفی شده بودند، مورد حمله قرار گرفتم و آنها پس از ضرب و جرح من، همسرم را مقابل چشمانم مورد آزار و اذیت قرار دادند و از اقدام شیطانی خود فیلمبرداری کردند و سپس متواری شدند.

● تحقیقات ویژه

به دنبال این اظهارات تکان دهنده یک تیم ویژه از ماموران پلیس آگاهی جستجوی گسترده خود را در این ارتباط آغاز کردند و با بهره گیری از اطلاعات مردمی متوجه شدند فیلم تهیه شده از زن قربانی در جنگل های اطراف بهشت زهرا، در میان برخی از اتباع افغانی که در منطقه حضور دارند، منتشر شده است.

sex

با به دست آمدن این سرنخ و اطلاعات بعدی، ماموران ابتدا چند تبعه افغان را دستگیر کردند که در تحقیق از آنها مشخص شد این جنایت شوم از سوی ۴ متهم به نام های قادر، عصمت، مسعود و حامد صورت گرفته است که آنها نیز تابعیت افغانی دارند.

● ردپا

با گزارش موضوع به قاضی پرونده، دستور دستگیری این تبهکاران صادر شد و ماموران در اولین اقدام خود پس از جستجوی گسترده در منطقه ابتدا ۲ نفر از متهمان به نام های قادر و عصمت را دستگیر کردند.

با دستگیری این دو متهم، مشخص شد ۲ نفر دیگر از این تبهکاران پس از اطلاع از دستگیری همدستان خود، متواری شده اند.

ماموران در مرحله بعدی رد پای یکی از متهمان را در سمنان شناسایی کردند و با اعزام یک تیم عملیاتی به این شهرستان، مشخص شد این متهم ساعتی قبل از حضور ماموران بار دیگر به تهران بازگشته تا پس از خداحافظی با بستگان خود، از کشور خارج شود.

با به دست آمدن این اطلاعات، ماموران سومین متهم (حامد) را در منطقه نعمت آباد تهران دستگیر کردند و مشخص شد سومین مجرم بلافاصله پس از اطلاع از دستگیری همدستانش، از کشور خارج شده است.

● اعتراف به چندین جرم مشابه

گزارش خبرنگار ما حاکی است، با تحقیق از ۳ تبهکار شیطان صفت و در بررسی تلفن همراه آنها، فیلم سیاه ضبط شده از زن قربانی کشف شد.

این متهمان با اعتراف به ۵ فقره جرم مشابه اعتراف کردند با این شیوه زنان و دختران را مقابل چشم بستگانشان مورد آزار و اذیت قرار داده اند. بررسی این اعترافات نشان داد شاکیان به صرف حفظ آبروی خود از ارائه شکایت به مراجع قضایی و انتظامی صرف نظر کرده اند.

در مرحله بعدی از تحقیقات نیز معلوم شد این تبهکاران بیش از ۶۰ فقره سرقت همراه با ضرب و جرح داشته اند.

متهمان درباره سرقت ها نیز گفتند که پس از کمین در تاریکی و اطراف پل های زیرگذر، هنگامی که یک خودرو قصد عبور از زیرگذر را داشت، با سنگ به خودروها حمله می کردند و هنگامی که راننده توقف می کرد با حمله به آنها و ضرب و جرح، اموالشان را به سرقت می بردند.

گزارش حاکی است پس از اعترافات اعضای این باند شیطانی، پرونده به شعبه ۷۷ دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد و پس از تحقیقات مقدماتی هر سه متهم با صدور قرار بازداشت موقت روانه زندان شدند.

● تهدید به قتل

آخرین خبرها از این پرونده تکان دهنده حاکی است پس از شکایت زوج جوان، از روز گذشته یک شرور که در زندان از سوی متهمان اجیر شده است پس از آزادی از زندان به دفعات با تلفن شاکی تماس گرفته و آنها را تهدید کرده است در صورتی که شکایت خود علیه متهمان را پس نگیرند، اقدام به قتل آنها و آتش سوزی منزلشان خواهد کرد.

با گزارش موضوع از سوی شاکیان پرونده، تحقیق در این زمینه نیز آغاز شده است


ادامه مطلب


جدید ترین عکس های حدیث میر امینی در سال 94

تعداد عکس:8


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ شنبه 9 خرداد 1394برچسب:جدید ترین عکس های حدیث میر امینی در سال 94،سوپر،سكس تصاوير94, توسط ادمین

ایران نیوز : علیا الماجده المهدی معترض زن مصری که عملا این روزها به ابراز و بازیچه رسانه‌های غربی برای منحرف نشان دادن بیداری اسلامی دوم “مصر” تبدیل شده است این بار در اعتراض به تصویب قانون اساسی مصر عریان شد.

365643_436

 

باشگاه خبرنگاران؛ “علیا الماجده المهدی”، که پیش از این هم در اعتراض به سرکوب گری‌های حسنی مبارک “عریان” شده بود این بار در اعتراض به تصویب “قانون اساسی” مصر از سوی “محمد مرسی” در استکهلم سوئد به همراه دو نفر دیگر عریان شد.


ادامه مطلب


 

 

عکس های زیباترین زنان ترکیه ای

خوشگل ترین و  زیبا ترین زنان

 

مدل موی بلند خواننده محبوب ترک

 

جیگر ترین زنان ترک

زیبا ترین دختر ترکیه

دختران جیگر طلای ترک

 

 

 

مدل جدید لباس زنان ترک

دختران زیبای ترکیه ای

مدل موی زنان ترکیه

 

عکس های دختران زیبای ترکیه ای

رنگ لنز چشم خواننده معروف ترکیه

مدل آرایش چشم زنان ترک

 

 

 

رنگ رژ لب مد ترکیه

مدل آرایش جدید بازیگران معروف ترکیه

 

رنگ چشم خوشگل زنان ترکیه

 

 

حریم سلطان ترکیه

 

 

 

خوش هیکل ترین زن ترکیه ای

خوش سیما ترین خواننده ترکیه

 

زن خوشتیپ کشور ترکیه

 

معشوقه بازیگر معروف ترکیه

جذا بترین بازیگر زن ترک


ادامه مطلب


عکس های آتلیه ای و جدید نرگس محمدی سال93
 
عکس های جدید نرگس محمدی
كوس و كون بزرگ سكسی سینه لخت و بدن عریان و برهنه زنان و دختران لزبین كیر تو كس +18 ایرانی،کاریکاتور كوس و كون بزرگ سكسی سینه لخت و بدن عریان و برهنه زنان و دختران لزبین كیر تو كس +18 ایرانی،دانلود تصویر های كوس و كون بزرگ سكسی سینه لخت و بدن عریان و برهنه زنان و دختران لزبین كیر تو كس +18 ایرانی،دانلود تصویر كوس و كون بزرگ سكسی سینه لخت و بدن عریان و برهنه زنان و دختران لزبین كیر تو كس +18 ایرانی،عکس كوس و كون بزرگ سكسی سینه لخت و بدن عریان و برهنه زنان و دختران لزبین كیر تو كس +18 ایرانی،

اولین فیلم نرگس محمدی تاریخ تولد نرگس محمدی تازه ترین عکس های نرگس محمدی تحصیلات نرگس محمدی جدید ترین عکس های نرگس محمدی در تیر ماه 93 خانواده نرگس محمدی سایت نرگس محمدی سن نرگس محمدی عکس جدید لینداکیانی و نرگس محمدی عکس شخصی و بدون گریم نرگس محمدی عکس های آتلیه ای و جدید نرگس محمدی در تیر 93 عکس های بازیگر نقش ستایش عکس های خاص نرگس محمدی عکس های کمیاب نرگس محمدی نامزد نرگس محمدی نرگس محمدی وبلاگ نرگس محمدی

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

عکس جدید |عکس‌ عاشقانه |عکس بازیگران | عکس جدید | اس ام اس عاشقانه آشپزی | مدل مانتو | مدل لباس مجلسی | مدل لباس | اس ام اس زناشویی | آرایش

زندگینامه

نرگس محمدی ( زاده ی ۹ فروردین ۱۳۶۴ در تهران ) بازیگر سینما ، تلویزیون و تئاتر ایران است. و به گفته خود وی در یک برنامه تلویزیونی اصالتی سرابی دارد.[۱]

نرگس محمدی ابتدا به تئاتر مشغول شد. اولین حضور سینمایی وی در فیلم ریسمان باز بود. وی با بازی در آناهیتا (فیلم) نشان داد که استعداد خوبی در این زمینه دارد و پخش ستایش (مجموعه تلویزیونی) نیز زمینه شهرت وی را فراهم کرد.

قرار است سری سوم ستایش (مجموعه تلویزیونی) بزودی در ۳۰ قست ساخته شود و گویا قرار است خانم نرگس محمدی باز هم در نقش ستایش در فیلم حضور داشته باشد.

جوایز

  • جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن در جشنواره تئاتر

حضور در ورزشگاه کوریتیبا

نرگس محمدی با همراهی هنرمندانی که به برزیل سفر کرده بودند در جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل با حضور در ورزشگاه کوریتیبا تماشاگر اولین بازی ایران در جام جهانی بودند. حریف ایران در این بازی نیجریه بود

عکس های جدید نرگس محمدی

تعداد عکس:۴

عکس های جدید نرگس محمدی

عکس های جدید نرگس محمدی

عکس های جدید نرگس محمدی

 


ادامه مطلب


عکس های جدید سحر قریشی

در این مطلب برای شما عکس های سحر قریشی بازیگر خوش چهره سینما و تلویزیون را قرار داده ایم .

عکسهای سحر قریشی در اکران فیلم شانس عشق تصادف

سحر قریشی , عکس سحر قریشی , عکس بدون حجاب سحر قریشی ,اینستاگرام سحر قریشی ,Sahar Ghoreishi , مدل موهای سحر قریشی , سحر قریشی با آرایش غلیظ

عکس های سحر قریشی در جشنواره فیلم فجر ۹۳

سحر قریشی , عکس سحر قریشی , عکس بدون حجاب سحر قریشی ,اینستاگرام سحر قریشی ,Sahar Ghoreishi , مدل موهای سحر قریشی , سحر قریشی با آرایش غلیظ

عکس های زیبای سحر قریشی

سحر قریشی , عکس سحر قریشی , عکس بدون حجاب سحر قریشی ,اینستاگرام سحر قریشی ,Sahar Ghoreishi , مدل موهای سحر قریشی , سحر قریشی با آرایش غلیظ

سحر قریشی

سحر قریشی , عکس سحر قریشی , عکس بدون حجاب سحر قریشی ,اینستاگرام سحر قریشی ,Sahar Ghoreishi , مدل موهای سحر قریشی , سحر قریشی با آرایش غلیظ

عکس های سحر قریشی و امید علومی

سحر قریشی , عکس سحر قریشی , عکس بدون حجاب سحر قریشی ,اینستاگرام سحر قریشی ,Sahar Ghoreishi , مدل موهای سحر قریشی , سحر قریشی با آرایش غلیظ

instagram sahar ghoreishi

سحر قریشی , عکس سحر قریشی , عکس بدون حجاب سحر قریشی ,اینستاگرام سحر قریشی ,Sahar Ghoreishi , مدل موهای سحر قریشی , سحر قریشی با آرایش غلیظ

سحر قریشی و نادر سلیمانی

سحر قریشی , عکس سحر قریشی , عکس بدون حجاب سحر قریشی ,اینستاگرام سحر قریشی ,Sahar Ghoreishi , مدل موهای سحر قریشی , سحر قریشی با آرایش غلیظ

سحر قریشی , عکس سحر قریشی , عکس بدون حجاب سحر قریشی ,اینستاگرام سحر قریشی ,Sahar Ghoreishi , مدل موهای سحر قریشی , سحر قریشی با آرایش غلیظ

سحر قریشی , عکس سحر قریشی , عکس بدون حجاب سحر قریشی ,اینستاگرام سحر قریشی ,Sahar Ghoreishi , مدل موهای سحر قریشی , سحر قریشی با آرایش غلیظ

سحر قریشی , عکس سحر قریشی , عکس بدون حجاب سحر قریشی ,اینستاگرام سحر قریشی ,Sahar Ghoreishi , مدل موهای سحر قریشی , سحر قریشی با آرایش غلیظ

سحر قریشی , عکس سحر قریشی , عکس بدون حجاب سحر قریشی ,اینستاگرام سحر قریشی ,Sahar Ghoreishi , مدل موهای سحر قریشی , سحر قریشی با آرایش غلیظ

 


ادامه مطلب


داستان عاشقانه کوتاه ، داستان عاشقانه ایرانی ، داستان عاشقانه کوتاه غمگین ، داستان عاشقانه خفن ، داستان عاشقانه واقعی ، داستان عاشقانه من پریا و عشقم فرهاد

داستان عاشقانه من پریا و عشقم فرهاد

من پریا ۲۳ ساله و عشقم فرهاد ۲۷ ساله : سال ۸۸ دانشگاهی که دوست داشتم تو رشته موردعلاقم قبول شدم . دانشگاه طباطبایی روانشناسی بالینی . تا اون روزسرم تودرس وکتاب بودوالبته تودوران دبیرستانم یه تصادف کردم که باعث شد چندتا جراحی داشته باشم وهمین باعث شده بود که به هیچ جنس مخالفی فکرنکنم ،

وارد دانشگاه شدم ترم اول خیلی خوب گذشت وکم کم داشت ترم دومم شروع میشه بااینکه دوروبرم پر از پسر بود حتی نمیدیمشون چه برسه به فکرکردن بهشون خلاصه هر روز داشت میگذشت ومن کسی توزندگیم نبودودوستام که با عشقشون قرار میزاشتن خندم میگرفت و میگفتم عشق ؟؟؟؟؟ همش کشکه ، هوس ، بچگی و …

خلاصه ترم اول سال ۹۰ داشت شروع میشد اما بخاطر کار بابا مجبور بود بره همدان خوب منم که دختر یکی یه دونه مامان بابا که تااون روز همه نازم را میکشیدن نمیتونستم باهاشون نرم .

خلاصه کارای انتقالیمو گرفتم و رفتم همدان کم کم دیگه ترم داشت تموم میشد وقتی وارد ترم جدید شدم با یه گروهی آشنا شدم که انجمن روانشناسی دانشگاه بودن عضو گروهشون شدم یکی از روزا که رفتیم سرجلسه دلم یه طوری شده بود چی شده بود ؟ آره دلم پرواز کرده بود پیش فرهاد عشق اولم خیلی وابستش شدم ولی نمیتونستم بهش بگم چقد دوسش دارم چون من در برابر پسرا کمی مغرورم .

هر روز که میگذشت بیشتر عاشقش میشدم و بیشتر دوستش داشتم ولی افسوس که نمیتونستم بگم اون سال گذشت و روزایی که نمیدیدمش برام هزار روز میگذشت و بعضی وقتا که بچه ها قرار میزاشتن بریم اردویی جایی تا صبح از ذوق دیدنش خوابم نمیبرد .

وسطای سال یه کارگاه داشتیم که مدرکاش دست من بود سال جدید که شروع شد فهمیدم فرهاد درسش تموم شده و دیگه نمیتونم ببینمش .یه روز که جلسه داشتیم با بچه های انجمن وقتی وارد اتاق شدم خشکم زد فرهاد اومده بود به بچه ها سربزنه اونروز یکی از بهترین روزام بود . وقتی که جلسه تموم شد اومد پیشم گفت نمیخوای مدرک منو بدی گفتم چرا ولی الان همراهم نیست ازم شمارمو خواست و منم بهش دادم .

چند روز بعد اس داده بود که فردا اگه میتونم بیاد دنبالم و مدرکشو بدم . فرداش اومد دنبالم و امانتیش و دادم و گفت اگه مشکلی نباشه برسوندم دانشگاه منم قبول کردم و باهاش رفتم . عصرکه کلاسم تموم شد اومده بود جلو در واستاده بود سلام کرد و گفت کارم داره و برسوندم و تو راه بهم بگه.
داستان عاشقانه کوتاه ، داستان عاشقانه ایرانی ، داستان عاشقانه کوتاه غمگین ، داستان عاشقانه خفن ، داستان عاشقانه واقعی ، داستان عاشقانه من پریا و عشقم فرهاد
وقتی داشتیم برمیگشتیم گفت پریا ببخش ولی میخوام یه چیزی بگم امیدوارم ناراحت نشی . گفت : از روز اولی که دیدمت عاشقت شدم و هر روز بدتر از دیروز دیوانه وار دوستت دارم اگه ناراحت نمیشی باهم باشیم ؟ من نتونستم چیزی بگم واقعا چی شده بود؟ خواب بودم یابیدار؟ یعنی به عشقم رسیدم/؟ نتونستم دیگه چیزی بگم فقط جلو در ازش خداحافظی کردم و وقتی وارد خونه شدم مستقیما رفتم تو اتاقم تا صبح بهش فکرکردم صبح اس داده بود امیدوارم ازم ناراحت نشده باشی ولی چیکارکنم که عاشقتم ؟ چندروزبعدبهش جواب دادم وقبول کردیم که باهم باشیم براهمیشه نه یکی دو روز بلکه همه روزای عمرمون .

هر روز با هم بودنمون قشنگتر از دیروش میشد یه سال گذشت و ما با هم نامزد کردیم همه بهمون میگفتن لیلی ومجنون واقعی حتی استادا عشقمونو تحسین میکردن چه روزایی با هم داشتیم الان که دارم مینویسم صورتم داره بااشکام شسته مییشه . هر روز بیشتر از دیروز عاشق هم میشدیم من ترم آخرم بود وقرار بود ۲۵بهمن روز عشق روز دلهای عاشق روز ولنتاین باهم عروسیممونو جشن بگیریم .

همه چی خیلی خوب داشت پیش میرفت . ۲۰روزمونده بود تا بهم رسیدن و خیلی خوشحال بودیم . ۵  بهمن   ۹۱بود که اومدخونمون گفت دوستام گفتن آخرین مسافرت مجردیمو باهاشون برم آجازه میدی برم ؟ مگه میتونستم بگم نه وقتی جونم براش درمیرفت ؟ رفتن شیراز و تو حین مسافرتش روزی۱۰ دوازده بارتلفنی میحرفیدیم . رفت که ای کاش ۱۰سال باهام حرف نمیزدولی اجازه نمیدادم .

روز دهم بهمن بودگفت فردا بر میگردم و منم از دلتنگی و خوشحالی دوباره دیدنش رو جام بند نبودم در برابرش یه بچه ۲ ساله بودم که نمیتونستم نه بگم بهش . صبح ازخواب بیدارشدم و کارامو انجام دادم و خودمو حاضر کردم تابیاد.  تلفنو برداشتم و بهش زنگ زدم ولی جواب ندادساعت نزدیکه  ۵عصربود و هر چی زنگیدم جواب نداد دیگه داشتم از نگرانی میمردم که خواهرش زنگ زد داشت گریه میکرد گفتم فقط بگو که فرهاد خوبه.

گفت ببخش زن داداش ولی فرهاد دیگه نمیتونه باتو باشه پسر بد قولی نبوده ولی این دفه رو حرفش نمونم دوتو مسافرتش عاشق شده و نمیتونه دیگه باهات باشه گفتم ابجی چی میگی ؟گفت اگه باورت نمیشه بیا فلان بیمارستان هر دو تاشونو ببین توراه فقط گریه کردم رسیدم بیمارستان دیدم همه هستن نمیدونستم چی شده بدو رفتم پیش خواهرش گفتم چی شده ؟گفت فرهاد و حلال کن که نمیتونه  دیگه باهات باشه اخه عاشق یکی دیگه شده اسمش فرشتس البته بهش میگن عزراییل .

اینو که شنیدم ازحال رفتم وقتی بهوش اومدم همه سیاه پوش بالاسرم بودن وقتی به خودم اومدم بالا سر فرهاد بودم سفید پوش آروم خوابیده بود و لبخند قشنگش رو هنوز داشت . آره فرهاد پریا که روزی قرارگذاشت براهمیشه پیشم بمونه زیرحرفش زد تو راه برگشت نزدیکای همدان تصادف کردند و هر۴ نفرشون باهم رفتن پیش خدا رفتن خونه ابدیشون . الان قرار ملاقات منو فرهاد هر روز پنجشنبه توی بهشت محمدیه با یه دسته گل سفید و کلی اشکهای من .

ولی من نزدم زیرقولم فرهادم تاروزی که بلیط سفرم جور بشه تابیام پیشت فقط جای تو تو قلبمه وحلقه عشق تو تو دستم. خیلی دوست دارم عشقم . سالگرد جداییمون داره میرسه ولی یه لحظم از تو فکرم بیرون نیستی.

امیدوارم هیچ عشقی عاقبتش مثل من و فرهاد نشه….

لطفا نظرات خود را با ما در میان بگذارید ، اگر از اینگونه داستان ها استقبال بشه بیشتر در سایت قرار میدم.


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ یک شنبه 3 خرداد 1394برچسب:داستان عاشقانه من پریا و عشقم فرهاد !،سکسی جنده ، سکس منو دوستم پریا, توسط ادمین

سلام بچه ها این داستانی که براتون نوشتم ، حدود چند ماه پیش برام اتفاق افتاد ، امیدوارم اونو تا ته بخونید و لذت ببرید . داستان منو مامان :

من شهرام هستم و ۱۶ سالم هست . از وقتی به دنیا اومدم پدرم فوت شده بود و من و مامانم تنها زندگی می کنیم . من تا الان فکر می کردم بابام خیلی پولدار بوده چون مامانم هیچوقت من رو بی پول نذاشته و هیچوقت نشده که مثلاً پول تو جیبی نداشته باشم خلاصه اصلاً مشکل اقتصادی رو احساس نمی کردم تا الان .

داستان از این جا شروع میشه که من یه روز به مدرسه رفته بودم و توی مدرسه حالم بد شد و فرستادنم خونه وقتی برگشتم خونه . . .

خلاصه وقتی برگشتم خونه کلید انداختم و وارد خونه شدم دیدم مامان سیمین نیستش !

هرچی صدا زدم مامان مامان مامان … ولی نبود حالم هم خیلی بد بود . گرفتم خوابیدم دم دمای ظهر ساعت ۱۲-۱ که از خواب بیدار شدم دیدم مامانم برگشته گفتم کجا بودی من حالم بد شد اومد خونه از مدرسه ولی تو نبودی ؟ گفت الهی قربونت بشم چی شده بود ؟ مگه هله هوله خورده بودی ؟ گفتم نه فقط یکم سرم درد گرفت حالا تو کجا رفته بود ؟ گفت رفته بودم یه مقدار چیز میز از مغازه ی اصغر آقا خرید کنم ولی من شک کردم , چون مگه خرید کردن از بقالی سر کوچه چقدر طول میکشه ؟!

خلاصه چون شک کردم فرداش وقتی میخواستم برم مدرسه از خونه زدم بیرون ولی نرفتم مدرسه برا خودم یه چرخی توی شهر زدم و بعد یه ۱ ساعتی برگشتم خونه تا ببینم مامانم هست یا نه؟ وقتی اومدم کلید انداختم رفتم داخل دیدم اِ باز مامان سیمین نیستش ! دیگه خیلی خیلی مشکوک شدم ! به مامانم نمیومد که اهل کار بد باشه همیشه دم نماز و روزه و قران و … بود پس این موضوع شک من رو بیشتر میکرد.هیچی دیگه رفتم خونه بازم مامانم ساعت ۱۲-۱ ظهر اومد و نفهمید که من نرفتم مدرسه .

فردای اون روز سر کوچمون نشستم تا اگر مامانم رفت بیرون تعقیبش کنم . نشسته بودم سر کوچه که یک دفعه یک ماشین سمند که یه آقای چارشونه و کت شلواری که عینک هم زده بود اومد و دم در خونه ی ما توقف کرد گفتم بگیر که این خودشه ! مامانم از توی خونمون اومد بیرون و سوار ماشین شد ( عقب نشست ) و اون آقاهه هم ماشین رو روشن کرد و راه افتادند . من هم سریع موتورم رو روشن کردم و راه افتادم دنبالشون ( با موتور میرم مدرسه) خیلی از خونمون دور شدیم اونقدر که من خدا خدا می کردم بنزین موتورم تموم نشه . داشتیم همش داشتیم به سمت بالاشهر میرفتیم سر انجام بعد طی خیلی مسافت دم یک خونه خیلی بزرگ با یک در خیلی بزرگ و خشکل توقف کرد و منم سر کوچشون وایسادم. خونه که نبود ! کاخ بود از بیرون خونه دختان کاجی که داخل خونه بودند و سر به فلک کشیده بودند مشخص بود . معلوم بود که صاحباش خیلی پولدارند .

مامانم از ماشین پیاده شد و کلید انداخت و وارد اون خونه شد و اون آقاهه هم که راننده ی ماشین بود ماشین رو روشن کرد و رفت .

من داشتم با خودم فکر می کردم که حتماً مامانم شوهر کرده و شوهرش خیلی پولداره و … خیلی عصبانی شده بودم ! همونجا نشستم تا ساعت ۱۲ ظهر دیگه خیلی خسته شدم میخواستم برم که باز اون آقاهه با ماشین سمند اومد و بلافاصله بعد از رسیدن اون مامانم از خونه زد بیرون و سوار ماشین شد و راه افتادند.منم گذاشتم اونا برن و بعد راه افتادم میدونستم که دیگه داره میره به سمت خونه ی خودمون پس زیاد نگران نبودم و یواش میرفتم به سمت خونمون راستی اینم بگم که باز مامانم عقب نشست .

خیلی از دست مامانم عصبانی بودم وقتی رسیدم خونه این عصبانیتم رو بیشتر نشون دادم تا اینجا که مامانم فهمید و گفت مگه از چیزی ناراحتی ؟ گفتم نه چیز خاصی نیست !

گذشت و گذشت تا من بعد از این که چند بار توی ساعت های مختلف روز به دم در اون خونه ی توی بالا شهر رفتم و تحقیق کردم و … فهمیدم که یک پیرزن پولدار و و ۵۰-۶۰ ساله که قطع نخاع هم هست توی این خونه زندگی میکنه دیگه خیلی خیلی شک کردم .

وقتی مطمئن شدم فقط یک پیرزن توی اون خونه زندگی میکنه یک روز که مامانم به اونجا رفت از در خونه بالا رفتم و وارد اون خونه شدم اون خونه اونقدر بزرگ بود که داشتم گم میشدم بر روی سنگ هایی که زیبا کار شده بودند از میان باغچه ی بزرگی که در حیاط بود رد شدم و به قسمت ساختمان آن خانه نزدیک شدم .

وقتی سرک کشیدم و نگاه کردم دیدم مامان نگین ی من داره رف ها رو میشوره , لباس های کثیف اون پیرزن رو میشوره , اونو میبره دستشویی , اونو میبره حموم , براش غذا درست میکنه و … اونجا بود که زدم زیر گریه و از خونه خاج شدم و رفتم خونه خودمون تا تونستم گریه کردم و حسابی خودمو خالی کردم ! من چی فکر می کردم و چی شد ! من فکر می کردم مامانم یک فاحشه باشد ولی نه من مادری دارم که ۱۶ سال کلفتی خونه های مردم رو میکرد تا من نفهمم که ما از لحاظ اقتصادی کم داریم تا من نفهمم که ما فقیریم تا من بین بچه های مردم چیزی کم نداشته باشم و … جالب اینه که من وقتی از مادرم میپرسیدم پول از کجا میاری میگفت بابات کارمند دولت بود و از حقوق بابات هست.این است عشق مادر به فرزند …

من بعد از اون ماجرا قدر مادرم رو دونستم و خیلی بیشتر از قبلش دوستش دارم .

دوستان مادرانتون رو دوست داشته باشید و هنوز هم بیشتر دوست داشته باشید بیشتر … هر چه به پایشان بریزید کم است آری کم است ! و این بود داستانمنو مامان جونم . پایان .

شما هم میتوانید داستان های خود را از طریق ایمیل moh.ah75em.com@gmail.com یا از طریق قسمت تماس باما  برای ما بفرستید تا به اسم خودتون تو سایت منتشر بشه.نظر یادتون نره


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ یک شنبه 3 خرداد 1394برچسب:داستان منو مامان سیمین عزیزم،سکس خااله و من،منو خاله سکس،سکس کوس, توسط ادمین

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد